« جام زندگی » پردازشی امروزین از داستانی باستانی
نمایش « جام زندگی »
نویسنده : حجت الله تجلی
طراح صحنه و کارگردان : ساسان شکوریان
بازیگران : اسماعیل سخایی – اورانوس شرافت – مرضیه شجاعی – غلامرضا عبداله زاده – مهدی مومن – شهرام جهاندیده – پوریا امان الهی – مرتضی قرغانی – حسین صادقی – علی شاه عفو – محمد سلیمانی – سعید خیبر – سجاد مرتضوی نژاد – محمد رضااله – سینا حقیقی پور
ساسان شکوریان از هنرمندان خوبی است که در حیطه نمایش ، دغدغه و تلواسه ای ستودنی دارد . کارهای خوبی تاکنون از او دیده ایم و به گمانم «جام زندگی » تاکنون بهترین کار اوست . به مرور و بازخوانی کارش می نشینیم .
متن
ابتدا به سراغ متن می رویم . « جام زندگی » نوشته ی نویسنده و کارگردان نام آشنای دیار بهبهان جنای آقای حجت اله تجلی است . نام حجت اله تجلی که با نمایش عجین شود باید همیشه سهم زیادی از کار را برای غذای اندیشه و پشتوانه فرهنگی اثر در نظر گرفت و کنار گذاشت . تجلی اهل تفنن و باری به هر جهت بودن نیست . دغدغه ی فرهنگ دارد و سوژه ی همیشگی اش تکیه بر داشته های بومی ، تاریخی و فرهنگی دیار خویش «بهبهان» است . دو نمونه از کارهای قبلی اش «کاکایوسف» و «آریوبرزن» خود به تنهایی گواه صادقی است در این باب . تکیه بر فرهنگ دیار ارگان و دغدغه ی انتقال و زنده کردن هویت ملی - منطقه ای به نسل جوان بسآمد پر تکرار کارهای تجلی است . در این متن – جام زندگی – اما به مدد تخیل به کند وکاو تاریخ نشسته است و مقبره «کیدین هوتران» را نبش کرده است ! شاید از هر تکه ای ، آینه ای بسازد که با انعکاس نور معرفت شناختی هر چند اندک از گذشته و فرهنگ باستانی این دیار را باز نماید . سوژه پیشنهادی بوده است از شکوریان و متن را تجلی با تسلطی خوب نوشته است . ساده اینکه : از روی نقش های جام زندگی (کشف شده در مقبره کیدین هوتران – پادشاه عیلامی 800 سال قبل از مسیح) به حدس بنشینیم که در آن روزگاران چه اتفاقی افتاده است . جام زندگی بسیار از نظر باستان شناسی حائز اهمیت است . نقش ها و طراحی آن جام مراحل زندگی انسان ها و پادشاه آن روزگار را بر روی برنز به تصویر کشیده است . از نظر قیمت شاید کسی قادر به قیمت گذاری بر روی این سینی برنزی نباشد ، چه ارزش معنوی آن برابر ارزش تاریخ و یا حداقل بخشی از تاریخ سرزمین ایران است .
در این میان اما تخیل تجلی اشیاء و تصاویر ثابت بر روی سینی را همچون چرخ دواری به حرکت درآورده است و اشکال جاندار شده اند . برای صحنه های شکار ، جنگ ، اسیران ، ارابه سواری ، جشن ، پایکوبی ، بازی های محلی ، موسیقی و .... داستان و سناریو نوشته شده است و تصاویر را همچون آپاراتچی روزگار قدیم سینما با دست به چرخش نشسته است . چرخش زنده ای از تصاویر حک شده بر جام زندگی .
تجلی اما دغدغه های امروزش را به عنوان روشنفکر متعهد و مسئول بر زبان انسان های دیروز نهاده است و تأثیر عنصر اندیشه را در کار انکار ناپذیر کرده است . بازنویسی ها و ویراست های خوب و متعدد ، کار را بسیار شسته رفته کرده است . نه شاهد سخنرانی های ملال آوریم نه حرفی از سر سطحی نگری و خام خواری بیان می شود .
دغدغه اصلی متن ، انسان است . انسان چیست ؟ عشق چیست ؟ مرگ چیست ؟ و این سه سوال چندان بزرگ و اساسی اند که تمام تاریخ را در تمام زمان های فرا می گیرند . متن بر روی ویژگی های شخصیتی «کیدین هوتران » و «ملکه» به خوبی شخصیت پردازی کرده است و دیگر شخصیت ها کم رنگ تر هستند . نقش نگارگر به عنوان هنرمند ،روشنفکر ، مصلح و نوعی پیامبر (رسالت همیشگی هنرمندان) شاخص است . کسی که نمی هراسد و حقیقت را حتا به بهای سر سبز خویش عریان می کند . اشاره سمبلیک به حقیقت گویی هنرمندان روشن اندیش و حقیقت شعار توسط حکومت ها ، بسیار جاندار و پر تأثیر بیان شده است . و این که شکوریان نقش نگارگر را که شاید در نگاه اول هیچ کس حدس آن را هم نمی زند را برای اجرا به نقشی زنانه تبدیل کرده است و مرضیه شجاعی با تجربه خوب خود آن را اجرا می کند خود از نکات جالب این نمایش است .
کارگردانی
شکوریان اما در کارگردانی ، ملال و غبار خاطر قدمت و باستان گرایی را به مدد تخیل خلاق خود و با استفاده از شگردهای نمایشی از کار زدوده است . متن سنگین و پر از عناصر اندیشه ای و شاید برای مخاطب عادی ، خسته کننده ، به مدد طراحی صحنه و ریتم و نوآوری به نمایشی مدرن بدل گشته است . که شما را قانع می کند که شکوریان دارد به کارگردانی خوب تبدیل می شود . شکوریان طراحی صحنه اش را با استفاده از مکعب های کائوچویی در جلو دیدگان تماشاگران و با استفاده از موسیقی و حرکت بازی سازان به نحو بسیار دلپذیری اجر کرده است . مکعب ها زمانی تخت پادشاهی می شود و قصر را به تصویر می کشد . در صحنه ای دیگر تبدیل به ارابه پادشاهی می شود و بعد کشتی پارویی را در دل دریا تصویر می کند که با توجه به حرکت پارچه های آبی و تصویرسازی از دریا بسیار جاندار و زیبا از کار در آمده است . و خلاصه اینکه تمام صحنه ها را همین مکعب ها دکورپردازی و صحنه سازی می کنند و این نوآوری بسیار زیبا و مدرن از کار درآمده است و نمره بالایی در ارزش گذاری نمایش کسب می نماید. تلفیقی از تخیل و بازی سازی و کارگردانی .
شکوریان در مقام کارگردان از دستیاران خوبی در زمینه ای متفاوت بهره برده است که نشان از اهمیتی است که به سپردن کار به اهل آن دارد و چه خوب توانسته ماحصل این تلاش ها را همچون قطعات پازل با اندیشه و ایده خود در کنار هم قرار دهد. کارگردان «جام زندگی » هم از نور و موسیقی و افکت سود برده است و هم از حرکات بازی سازان و هم از عناصر بصری مدرن (پروجکشن و فلاشر ) . او سعی کرده است تا جایی که اثر دستش را باز بگذارد شیوه های نمایش امروز و متدهای مدرن را در آوردگاه نمایش بهبهان به آزمون بنشیند و گمان کنم در حد قابل قبولی از عهده آن برآمده است .
استفاده از نور موضعی به جای عوض کردن صحنه برای خلق صحنه ها و مکان های مختلف ، نشانی از درایت کارگردان و توجهی است که به ایجاز در کار دارد تا تماشاگر خسته نشود و ریتم کار افت پیدا نکند .
بازی
شاید مبالغه آمیز باشد و شاید هم سلیقه ای و چه باک . چرا که هر کس سلیقه ای دارد و من هم سلیقه و نظرم را می گویم که من اسماعیل سخایی را گل سر سبد بازگری در بهبهان در سالیان اخیر می دانم . حرکات دست و بدن اش حساب شده است . خطوط صورتش را در اختیار دارد و هرز بازی نمی کند . قادر به بازنمایی حالات درونی به وسیله پوست صورت می باشد و صدایش را در کنترل بازی قرار می دهد و اینجا همه به دست نمی آید جز با مداومت و تمرینی که حاصل سالها خون دل و خاک صحنه خوردن است و اسماعیل سخایی اما باید افق دیدش را بالاتر بگیرد . او باید به بازی در گستره ی فراتر از استان بیندیشد . همین که خود متوجه است بازیگر توانایی است گمان میبرم از کیفیت کارش کاسته است . کمی اضافه وزن دارد و فکری هم باید برای مشکل تنفسی و انحراف بینی اش کند . کاش میدان و عرصه ای برای بازی در متن های حرکت مدار و پست مدرن مهیا می شد و توانایی اش را آنجا هم می دیدیم که انگار فعلن ها چنین امیدی به نمایش خوزستان در باز نمایی تئاتر فوق مدرن نمی رود .
مرضیه شجاعی ، زوج هنری اسماعیل سخایی اما به نسبت نمایش ها و بازی های بسیار جذاب و گیرای دیگری که از او دیده ایم فروغ کمتری داشت . نوعی تردید در بازی اش به چشم می خورد . او بازیگر توانایی است که فیزیک صدایش برای نقش های اکتیو و شلوغ بی نظیر است . در حرکت صورت و بدن نیز توان مند است ولی نقش نگار یک نقش خاص است . نگارگر یک نقش سمبلیک است و به قول تئاتری ها یک تیپ است ، نه یک شخصیت . مرضیه شجاعی سعی دارد نگارگر را تبدیل به شخصیت زنانه ای کند که قابل لمس باشد و هر کس بتواند با او هم ذات پنداری کند . در حالی که متن چنین نمی گوید . نگارگر باید حالتی پیامبرانه ، اثیری ، جاودان ، شجاع و از موضع برتر داشته باشد با نگاه هایی خیره به دوردست . چنان که انگار حتا در هنگام گفتگو نیز به افق های دور دست خیره است و بازی هایی از این دست که نقش تیپ پیامبر گونه هنرمند را نمایش دهد و این خصیصه در بازی مرضیه شجاعی کمتر به چشم می خورد . او نقش را به گونه ای دیگر بازی کرده است و از نگاه زنی دانا ولی معمولی و حتا امروزی ...... تجربه او در بازی گری اما مددکارش شده است .
اورانوس شرافت توانسته است در نقش ملکه همان که در متن آمده است را اجرا کند . غرور و شکوه ملکه از یک سو و وجه هنری ملکه و هنرمند بودن او از سویی دیگر و همچنین سردی و بی انگیزگی زنی که دل در گرو مهر دیگر دارد و اسرار زیادی در سینه دارد از ویژگی های شخصیتی ملکه است که اورانوس شرافت توانسته در حالت صدا و صورت و جنس بازی و همچنین سردی برخورد با کیدین شاه و ارتباط صحیح و تقسیم بازی ها با سایر بازیگران و تماشاگران از پس آن برآید.
دیگر بازیگران : غلامرضا عبدالله زاده (مباشر) مهدی مومن (سردار نظام) و شهرام جهاندیده (کاهن معبد) به فراخور نقش خود که البته جایی برای شخصیت پردازی آنها وجود نداشته است خوب و مثبت بازی کرده اند .
دستیاران و عوامل
جهانشاد زراعت از قدیمی های نمایش بهبهان است و کار او در « جام زندگی » از نقشی بسیار تأثیر پذیر برخوردار می باشد . او طراح حرکات بازی سازان است . حرکات آنها در هنگام جابجایی صحنه و دکورسازی با مکعب ها. طراح حرکات شاید در هیچ نمایشی در بهبهان تاکنون اهمیت نمایش «جام زندگی» را نداشته است . توجه شکوریان در انتخاب موسیقی اتصال صحنه های متفاوت حسی به یکدیگر و انجام آن توسط زراعت از طریق حرکات بازی سازان قابل تقدیر است . صحنه ای که قرار است اتاق خواب قصر را به نمایش گذارد ، در صحنه ی قبل از آن حرکات بازی سازان را کند و موزون کرده است که وصل صحنه های متفاوت توی ذوق تماشاچی نزند . کار زراعت در « جام زندگی » خوب و ستودنی است .
محود ممتازان نیز به عنوان طراح نور ، متن را به میدانی برای هنرنمایی بصری تبدیل کرده است . شروع نمایش با نور موضعی آبی و پایان نمایش با تصویری که از پروجکشن بر ستون مکعب ها می افتد و جام زندگی ارگان را به نمایش می گذارد و نیز نورهای موضعی مناسب با صحنه از کارهای خوب ممتازان و در اختیار بازنمایی بهتر متن قرار گرفته است .
انتخاب موسیقی کار صدابردار جوان شهرمان عارف تجلی است که امید آن دارم در آینده با بالا بردن سطح معلومات موسیقایی و هنری خود حرف های زیادی در این عرصه برای گفتن داشته باشد . کار دیگر عوامل صحنه از جمله حسن ربیعی مشاور هنری که سابقه ای طولانی در نمایش بهبهان دارد در یاری رساندن به کارگردان ستودنی و قابل تقدیر است که شاید مجالی دیگر بطلبد . چرا که من نه قصدی برای نقد نویسی دارم و نه نوشته خود را نقد نمایش می دانم . نکاتی گفتم برای ارتباط گیری بهتر با کار نمایش «جام زندگی».
در ابتدا و انتهای نمایش رابطه ای بینامتنی با فیلم احمد بشیری فیلمساز جوان بهبهان در «سایه هایی از نیاکان» برقرار می شود و ادای دینی به آن اثر هنری . صدای جذاب پیر دوبله ی ایران « ایرج رضایی» بر روی مونولوگی نوشته نویسنده بزرگ این دیار «مجید روانجو» که هر کجا هست خدایا به سلامت دارش در فضاسازی برای شروع و پایان نمایش بسیار تأثیر گذار است و انتخاب این قطعات توسط کارگردان هوشمندانه است .
سلام دوست عزیز ...